شمس الدين محمد بن محمود آملي
مقدمه 10
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
خطابى استمداد توان كرد و به گمان من در هيچيك از ملل گيتى از اين قبيل بقدرى كه در اسلام است موجود نبوده است . شرط صحت استدلال آن است كه در هر دسته از علوم به همان قضايا تمسك شود كه گفتيم و اگر در علوم برهانى كه از قسم اول است بقضاياى ظنى كه در قسم سيم ياد كرديم تمسك شود صحيح نيست حتى در نحو و صرف استشهاد بالفاظ حديث نكردند چون يقين نداريم راويان احاديث در عربيت فصيح بودند و شايد در نقل حديث لفظ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه در عربيت حجت است بلفظ ديگر تبديل كرده باشند . عبد القادر بغدادى از قول ابو حيان در مقدمه خزانة الادب فصلى مشبع آورده و اين معنى را بغايت شرح و توضيح داده است مگر بدانيم آنكه تغيير الفاظ حديث كرده خود كلامش حجت است و تمسك بدان توان كرد ، علماى اسلام علوم دينى را به چند قسم كردند چنان كه گفتيم و در اصول دين و معارف و سير و امثال آن يقين را معتبر شمردند و به قسم سوم تمسك نكردند و آن را خاص علم اخلاق دانستند اما اخباريين و حشويه و اهل ظاهر چنان پندارند كه هر چه در كتب بيكى از ائمه عليهم السلام يا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت دهند همان لفظ بىكم و كاست و تغيير و تبديل كلام آنها است بنابراين در هر مطلب ميتوان بحديث تمسك كرد پس در كونيات و نجوم و طبيعى و طب و تاريخ و جغرافيا و غير آن مانند كسوف و خسوف و زلزله و شهر جابلسا و جابرسا و قوم ياجوج و ماجوج به ظاهر حديث ضعيف بىتاويل تمسك ميكنند اما علما اين طريقه ندارند و همين كتاب دليل است و بمناسبت فصلى در دين و علم ايراد كنيم .